رفتم حموم وقتی میخواستم بیام بیرون یادم اومد که حولمو نیوردن و بعد گفتم حوله منو بیارید و یه نفر در رو باز کرد حوله رو داد به منو منم تشکر کردم و وقتی میخواستم بیام بیرون یادم اومد که من تو خونه تنها بودم...
برچسب: نویسنده: امیر سعیدی تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 18:43